نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

50

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

فروع و اصول و بدايع معانى و ودايع حكم قرآن ميل مىكرد « 1 » فرياد زد كه مرا تحمل نيست درويشى نخواهم مرا به حال خويش بازآر « 2 » و چون دل را كه خلوتخانهء يار است از اغيار خالى نتوانست كردن به بهانهء تجديد وضو از خلوت بيرون رفت و فى الحال متوجه هرات گشت « 3 » . دل نگهداريد اى بىحاصلان * خاصه اندر صحبت صاحبدلان معرفت الهى همچنان‌كه حضرت شيخ جهان فرمودند اگر چه به واردات قدسى و مشاهدات انسى است اما از سپردن طريق عبوديت از بذل و طاعت و تصفيه باطن و تزكيه نفس چاره نيست و فخر رازى نتوانست آنچه در سينه داشت دربازد و از ياد ببرد به بهانهء وضو خلوتخانه را ترك گفته به هرات رفت ، پس از اين ملاقات بود كه امام المتكلمين هرات در شك و ترديد بسر مىبرد و با تمام مشغوليات كه داشت نتوانست آن رويداد مهم زندگيش را فراموش كند از بركات تشرف به حضور حضرت شيخ نجم الدين كبرى بود كه سرانجام نيكو حاصلش گشت . مايل هروى مىنويسد : « مىگويند وقتى نجم الدين كبرى در خوارزم آفتابه گلى به دستش بوده مىخواست وضو بسازد به حيرت رفت و همان‌طور آفتابه به دستش بود بعد از لحظهء يك‌باره آفتابه به زمين

--> ( 1 ) - ينبوع الاسرار فى نصائح الابرار ص 44 . ( 2 ) - تحقيق در احوال و آثار نجم الدين كبرى ص 144 . ( 3 ) - ينبوع الاسرار فى نصائح الابرار ص 44 .